با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
من هنوز هم با شعر سکوت می کنم.
Header

پنچر کنید چرخ این عشق ها را …

خرداد ۱ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)

پنچر کنید
چرخ این عشق ها را
که با تزویر باد شده اند
پرند از دروغ
پرند از فریب
پرند از ریا
گاهی به سواستفاده ختم می شوند
گاهی به قربانی کردن
گاهی هم …
چه بگویم
که ناگفتنش بهتر است !

مجلس ختمی بگیریم
اعلامیه بزنیم
و مردم را دعوت کنیم
تا در مجلس عزای عشق
سوگواری کنند

عشق مرده است
آری عشق مرده است
و این لاشه ی متعفن وابستگی و دروغ را
که بر قلب ها سایه انداخته است
امروز در مسند عشق ببینیم

عشق هم بود
عشق های قدیم
که پراز صفا و صمیمیت بود
که خالی از دروغ
که خالی از فریب
که خالی از هوس بود
عشق های این زمانه
آن چنان متعفن و بد بو شده اند
که بوی گند آن
همه را به خفقان واداشته است !

لیلی های بزک کرده ی این زمان
مجنون های نقاب زده ی این روزگار
چه می دانند عشق یعنی چه
به دل شان دروغ می گویند
به خودشان دروغ می گویند
و در زیر آسمان دروغ
دل به پوچی خود بسته اند

فرهادهای بیمار این زمان
شیرین های روانی این دوران
چه می دانند عشق یعنی چه
قلب شان در زیر شکم شان قرار گرفته است
و مغزشان
در کار توطئه و نقشه های شوم
تا توهم می رود

دوست داشتن نیست
این دوستت دارم گوئی های شان
مانند آب دهان است
که هر لحظه در زمین توف می کنند
نه قلب شان زیباست
نه اندیشه ی شان پاک
فقط یکدیگر را دور می زنند
هر روز به فکر حیله ای تازه
و هر روز در اندیشه ی عشقی دیگر !

عشق های ساعتی
عشق های روزانه
عشق های هفتگی
عشق های ماهیانه
هر روز عاشق می شوند
و روز دیگر فارغ
خود را گول می زنند
دیگران را گول می زنند
و از عشق
یک عنصر فریبکارانه ساخته اند

پنچر کنید
چرخ این عشق ها را
دنیا بدون این عشق ها
حتما زیباتر و مهربان تر به نظر خواهد آمد !

اکبر درویش . ۲۸ اردی بهشت ماه سال ۱۳۹۶

تا مسیحایی دیگر شوم

اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)

گزارش به خاک

اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)

کاش لقمه ای نان بودی

اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)

من کافرم !

اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)

با این که می دانستی

اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)

خدا پشیمان شده است !

اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)

از دست نوشته های :
” در سایه ی ارتداد ”

خدا را دیدم
مست
مست مست
در گوشه ای زانوی غم بغل کرده بود
زار زار می گریست !

دلم سوخت
در کنارش نشستم
علت غم و اندوهش را پرسیدم
گفت :
آن چه این انسان ها با هم می کنند
به هیچ منطقی جور در نمی آید
بی رحم و سنگدل شده اند
اهل کینه و ریا
و همه پشت ماسک ها زندگی می کنند

پشیمان شده ام
نادم هستم
از این که
انسان را خلق کردم
می اندیشیدم که او
اشرف مخلوقات خواهد شد
اما او
جنایت را
جنگ و خونریزی را
و برادر کشی را انتخاب کرد

اکنون می نوشم
تا فراموش کنم
این انسان دو پا
چه جنایات فجیعی را مرتکب می شود
این ها به خودشان هم رحم نمی کنند !

با او هم پیاله شدم
و گفتم :
دیدی این شیطان لعین
از آن آدمیان پست و کینه جو
که از خاک آفریدی شان
پاک تر و منزه تر است !؟
این دلیل بود که او را سجده نکردم
اما کنون ببین
که آدم عزیز دردانه ی تو
که تمام ملائک سجده اش کردند
از فرمان تو سرپیچی می کند
دل به کینه و نفرت بسته است
و دنیا را به خاک و خون کشیده است !

قطره های اشک
از چشمانش سرازیر شد
و تمام پهنه ی صورتش را فرا گرفت …

اکبر درویش . ۲۴ اردی بهشت سال ۱۳۹۶

چون باور کردند پرواز را

اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)

تا دنیا دیوانه خانه نشده است !

اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)

چه زیبا شعار می دهیم

اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۶ | نوشته‌شده به دست akbardarvish در شعر - (بدون دیدگاه)