پر نیاز

03

سجده گاه اطهر من من کنون پر از نیازم
ای اصالت تو قبله به تو من رو به نمازم
ای رسول عشق ورزی ای تو مظهر نجابت
ای تو پیوند من و عشق توی لحظه های وحدت
تا به مطلق سرسپرده همچو تسلیمی مخلوق 
از خودم تهی و خالی در پرستش تو مغروق
همه ی حس وجود را تا عروج به اونور اوج
همچو پیشکشی عابد می کشم به دامن موج
تا مگر تو قبله ی عشق وقت دیدار توی آینه
فرصت رجوع ببخشی فارغ از فصول کینه
تا خضوع ساده ام را توی تکرار مکرر
با تو گفتنی بسازم با تو ای یگانه یاور
رخوت عبادت من گمشدن تو بعد چشمات
وقت میلاد دوباره توی خنده های لب هات
من به تو نماز گذارم اگر از من بپذیری
اگه دست خسته ام را مثل یک حامی بگیری
با نفس های مسیح وار بدمی به تار و پودم
معنی تازه ببخشی به سراسر وجودم
تو قلق واره ی هستی رائد همیشه باشی
تو برای ساقه ی من استوار چو ریشه باشی
من به باور داشتن تو یه غنی بی نیازم
رو به قبله ی تو اکنون عاشقانه در نمازم
ای تو تقدیس گل و آب ای تو سرشار شکفتن
نفس خوب مسیحا توی لحظه های مردن
تو ستاره ها نشسته در افول تو تب رستن
از امید هم خواستنی تر مرگ مسخ و مرگ باختن
از کدوم تبار تو هستی که صدات نذر امیده
که تو رو خواستن و داشتن زندگی رو معنی می ده !؟

دیدگاهتان را بنویسید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.