من هنوز هم با شعر سکوت می کنم.

Category Archives: ترانه

شازده ی من

شازده ی من شازده ی من
عشقا ببین پوشالیه
هر کی میگه دوست دارم
بدون دروغ و خالیه

این روزا عشق و عاشقی
گرمی بازار نداره
یه قلب پاک و مهربون
دیگه خریدار نداره

این روزا باید بد باشی
از جنس دیو و دد باشی
شکستن قلبا رو تو
یاد بگیری بلد باشی

شازده ی من شازده ی من
ببین همه دروغ میگن
وقتی از عشق حرف میزنن
دارن برات دام میزارن

غیر فریب تو قلباشون
هیچ چیزی جایی نداره
مهر و محبت و وفا
تو دلا پا نمیذاره

شازده ی من شازده ی من
ببین دلا سنگی شده
به هیچکی اعتماد نکن
دنیای بد رنگی شده

شازده ی من شازده ی من
عشقا ببین مصنوعیه
دوست داشتنای این روزا
بدون که خالی بندیه

اکبر درویش

128

توطئه کن

توطئه کن توطئه کن منو تو از خودم بگیر
به این من بی من شده فرمان بده بگو بمیر
منو بکش منو بکش شاید که از نو زنده شم
ایندفه با امید تو بذار که از تو زنده شم
منو ببین که بی تو من راوی روزهای بدم
هر لحظه با تموم شدن با مرگ خود همقدمم
بی تو در این دلمردگی ببین که من چی می کشم
مانند خاکستری سرد تو دست باد سرکشم

توطئه کن توطئه کن دارم دیگه تموم می شم
مثله یه شمع نیمه جون می سوزم و حروم می شم
بذار که با امید تو دوباره من شروع کنم
تو آسمون این شبا بتابم و طلوع کنم
منو بخون که با تو من می شه به امید برسم
می شه تا صبح عاشقی تا ختم تردید برسم
بی تو در این دلمردگی ببین که من چی می کشم
مانند هیمه های خشک تو دست گرم آتشم

اکبر درویش . امرداد ماه سال ۱۳۹۴
تصویر از دوست گرامی :
بنفشه صفا

426

هوای دلم

هوای دلم تیره و ابریه
می خواد که بباره ولی سختشه
مثه بغضیه که فرو خورده شد
نمی دونه آخر چه وقت وقتشه

دلم گریه ی بینهایت می خواد
از اون گریه هایی که آبم کنه
از اون گریه هایی که جسم مرا
بشوره بریزه خرابم کنه

چی می شه که بغض دلم وابشه
ببارم ببارم چو ابر بهار
ببارم تا اون قطره ی آخرم
نمونه دیگه از من هیچ یادگار

هوای دلم تیره و ابریه
کجاست گریه هایی که یاری کنه
بگیره منو از من و عشق من
واسه رفتن من یه کاری کنه

هوای دل من هنوز ابریه
گلومو گرفته چه سخت بغض من
دیگه وقت در خود فرو ریختنه
نفس های آخر دارن هی می گن

اکبر درویش . تیر ماه سال ۱۳۹۴

201