شعر باید خودش بیاد …

در این که یک شعر چگونه شکل می گیرد حرف های بسیاری گفته شده است اما از دیدگاه من , برای شکل گرفتن یک شعر , دو مرحله لازم است : مرحله ی اول که شعر می آید و گفته می شود , و در این مرحله باید اجازه داد هر چه را که به روی کاغذ می آید نوشته شود حتی اگر در آن اشتباهی هم باشد و یا با ساختار شعر جور در نیاید و … و مرحله ی دوم مرحله ی ساخت است که شعر را باید تنظیم و ویرایش کرد . – البته بگویم هیچ قانون کلی ای وجود ندارد و هیچ حرفی حرف آخر نیست… Read More

Continue Reading

رابطه من با شعر

اما من وقتی شعر می گویم , هیچوقت با تصمیم قبلی شروع نمی کنم . همیشه شعر است که در من وسوسه می کند و مرا وادار به نوشتن می کند . و وقتی هم که می نویسم تنها و تنها برایم مفهوم شعر مهم است . هیچوقت به این فکر نمی کنم که آیا روی این نوشته می توان نام شعر را گذاشت و آیا قوانین شعری رعایت شده است و … من از بچه گی همیشه دلم می خواست در برابر قوانین عصیان کنم و این خواسته و یا عادت همیشه گی در نوشته هایم نیز رسوخ کرده است . من زاده ی درد و رنج هستم و… Read More

Continue Reading