مادر …!!

و آن چه , همیشه , کم داشتم , آغوش پر مهر تو بود اینگونه بود زخم ها خوردم رنج ها کشیدم و در دنیایی گم شدم که هیچکس نبود تا مرا پیدا کند . مادر , گوشم هنوز , تشنه ی شنیدن لالائی های توست با صدای تو به خواب رفتن و خواب دنیائی را دیدن , که تو در قصه ها می گفتی قصه ی مرگ دیوها و آمدن عید و روز جشن و شادی … دردا که بی تو , رویاهای من , همه سراب را تجربه کردند و زندگی , مرا زخمی و ناامید , چون پرنده ای بی آشیون , به هر طوفانی کشاند تا… Read More

Continue Reading

اعتراف !!

اکنون , می خواهم صادقانه اعتراف کنم پشیمان و نادم از گذشته های پلید خود و از مردم شریف , درخواست عفو دارم و طلب بخشش … من , جاسوس سی آی ا مزدور ام آی ایکس حقوق بگیر موساد کمونیست صیهونیست امپریالیست وهابی نصرانی یهودی بهائی رابط سفارت فرانسه رفیق کاردار انگلیس مزدور آمریکای جهانخوار و نفوذی اسرائیل غاصب عامل بمب گذاری میدان بالا سر دسته ی بلوای روز هفدهم قاتل پروفسور کتابی سر دسته ی گروه منحله ی رنگارنگ عضو حزب کارگران و کارگزاران لیدر گروه فرقان هوادار حزب کمونیست طرفدار شاهپور بختیار سرسپرده ی سلطنت طلب ها مامور رضا پهلوی که هر ماهه , میلیون ها دلار… Read More

Continue Reading

چون گرگان

چون گرگان , به دور هم جمع شده ایم هم را می پاییم یک چشم مان خواب , چشم دیگرمان بیدار … نقشه ی دریدن همدیگر را می کشیم چشم به هم دوخته ایم و منتظر , که کدامین مان , از پای بیفتد چشم هایش بسته شود و به خواب رود تا بی رحمانه , بر او هجوم بریم و با دریدن او , یک روز سیر دیگر را سپری کنیم و باز , دوباره , انتظار … انتظار … انتظار ….. این بار , کدامین مان قربانی خواهیم شد ؟ هشیار باشیم که از پای نیفتیم که چشمان مان به روی هم نرود که خواب ما را نبرد… Read More

Continue Reading

گره از کار خلایق مگشایی

گره از کار خلایق مگشایی , ؟ همچو باری بر دوش خلایق مشو گر تو را نیست سر شوریده باختن پای بگیر از راه برو عاشق مشو خون سرخ است هدیه راهیان راه را غیر از اینی گل باش اما شقایق مشو گر به نان و نام خود دلبسته ای ای رهگذر ره بگیر در جهل و آگاه حقایق مشو ۱۳۶۳/۱/۱۳- تهران

Continue Reading