من هنوز هم با شعر سکوت می کنم.

Monthly Archives: مرداد ۱۳۹۲

تو را ترانه می کنم

فریاد نمی زنم
دیرگاهی ست
حنجره ام زخمی ست
فریاد ,
حنجره ی زخمی را ,
خسته می کند
دیرگاهی ست
حنجره ام زخمی ست !

اما ,
زمزمه می کنم
عشق را
و دوست داشتن را
تا زمزمه هایم ,
ترانه ای شود
برای تو
ترانه ای
که رویاهایت را ,
به زندگی ات
به امروزت ,
پیوند زند .

فریاد نمی زنم
اما ,
رویاهای تو را ,
دیری ست ترانه می کنم .

اکبر درویش . ۸ امرداد ماه سال ۱۳۹۲

206

هر چه بادا باد !!

سیلی نقد را ,
دوست می دارم
بیشتر
تا حلوای نسیه را …

زندگی را می خواهم
در آرامش
در عشق
و آزادی را
عدل و داد را
بی هیچ واهمه ای …

می خواهم
اکنون فاتح باشم
و مسرور …

دنیای من ,
همین روزهایی ست
که در آن زندگی می کنم
دنیایی را که می بینم
که لمس می کنم

این دنیای من ,
بگذار زیبا باشد
بر وفق مراد من
آن دنیا را ,
که هنوز
کسی از آن ,
بر نگشته است ,
هر چه بادا باد !!

اکبر درویش . ۷ امرداد ماه سال ۱۳۹۲

بهشت و جهنم

مرا آزاد کن

مرا آزاد کن
از زندان ترس ها
از حصار جهل ها
و خرافات
که عمری مرا ,
به بند کشیده است
مرا آزاد کن
اکنون
که آزادی را ,
با تمام هستی
آرزو می کنم .

مرا آزاد کن
اکنون که می دانم
تا از خود آزاد نشوم ,
به زیارت آزادی ,
نخواهم رسید .

اکبر درویش . ۵ امرداد ماه سال ۱۳۹۲

 

 201

من کجا و …

در جهانی ,
سایه سار بام ها
هر کجا ,
هورا کشان ,
بر نام ها
سر کشند بی دغدغه
چون جام ها
من کجا و ,
این همه ناکام ها
هر طرف ,
در پیش پایم ,
دام ها … !!؟

اکبر درویش . ۴ امرداد ماه سال ۱۳۹۲

200