پشت سر را چراغی کن …

نگاه نکن پشت سر را جز ویرانه ها مگر چیز دیگری به جا مانده است که هنوز مردد هستی .. که می خواهی برگردی و نگاه کنی !؟ پشت سر را چراغی کن در دست بگیر تا روبرو را روشن کنی ! در پشت سر هنوز عجوزه ها بر سر گورهای ویرانه نشسته اند و زیر لب اورادی را می خوانند گه خود هیچ نمی فهمند کلاغی کلاغ دیگر را خاک می کند آهوئی به جفت خود می اندیشد که تیر شکارچی زندگی را از او گرفته است و گنجشکی به فکر غذای جوجکان خود است پشت سر هنوز مرده ها را به خاک می سپارند پسر بچه ای در… Read More

Continue Reading